تبلیغات
آزمون مشاوران حقوقی۹۶ - به نقل از دانشجوها(حراست)
 
آزمون مشاوران حقوقی۹۶
کلیه سوالات آزمون مشاوران حقوقی برگزارشده با تخفیف ویژه
 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آزمون مشاوران حقوقی۹۶

در حال حاضر همه ی دانشگاه های ایران یک حراست دارد ولی این ماموران حراست هر کدام ماجراهای زیبایی را بوجود می آورند که بعضی از آنها واقعا طنز گونه می باشد .

ماجرای اول

حدود دو سال پیش بود دانشگاه ما قانون درآورده اینکه دیگر نباید آستین کوتاه بپوشید را به حال اجرا آورد .
من هم بدون توجه به این قانون آستین کوتاه پوشیدم داشتم رد میشدم از حراست هی منو صدا میکرد آقا آقا !
من بی توجه هی می رفتم ،که اومد جلومو گرفت گفت: بیا بینم من هم رفتم
گفت:نمیدونی مگه نباید آستین کوتاه بپوشی
منم گفتم:بابا گرمه حالا یه اینچ دو اینچ چه فرقی میکنه
 گفت:دیگه قانون ما باید اجرا کنیم
هی اون گفت هی من گفتم آخر سر گفت حالا کارت دانشجویی اتو بده اسمتو بنویسم من هم دادم نوشت
 بعد مدتی گفت حالا خوب چرا نمیری گفتم اول اسممو پاک کن
گفت چرا؟
من هم از کیفم یه آستین بلند درآوردم و پوشیدم گفتم بیا اینم از آستین بلند
اونو میبینی :|
آخر سر هم پاک کرد
ماجرای دوم
یک ماه پیش در دانشگاه:
یکی از حراستی ها اومده پیشم میگه برو رئیس دانشگاه کارت داره. رفتم دیدم رئیس اونجا نشسته میگه پسرم شما که موهات بلنده بهتره موهات رو ببندی که توی دید نباشی!
من: اوکی! :|
هفته پیش در دانشگاه:
یکی دیگه از حراستی ها اومده پیشم میگه این چه وضعه مو هست؟! چرا موهاتو بستی؟! از شنبه باز می کنی میای!
من: آخه رئیس دانشگاه گفته که ببندم!
حراست: گفته که گفته! من دارم میگم!
من: حالیت نیست؟ میگم رئیس دانشگاه گفته ببند!
حراست: اه رئیس گفته؟ پس برو ازش نامه بگیر!
هفته پیش (منهای 2 ساعت) در دفتر رئیس:
من: سلام آقای رئیس! منو که یادتونه؟ این حراستیه گفته موهاتو باز کن! گفتم آقای رئیس گفته که ببند این میگه آقای رئیس گفته که گفته! حالا نامه می خواد!
رئیس: بیا اینم نامه! توش نوشتم به خاطر مسائل شغلی از نظر دانشگاه موجه هستی! بده بهش فقط صداش رو در نیار!
من: :D
هفته پیش (منهای 3 ساعت) پیش حراست:
من: بیا اینو رئیس داد...
حراستیه بعد از 1 دقیقه: :|
من: :D
هفته پیش (منهای 4 ساعت) موقع خروج از دانشگاه:
حراستیه: پسرم خسته نباشی! :)
من: /:)
نتیجه اخلاقی: دانشگاه که نیست، دیوونه خونست! یعنی فکر و ذکر کارمند های دانشگاه از رئیس گرفته تا حراست اینه که من موهام رو چه مدلی بذارم!

ماجرای سوم

دوستم میگفت یه بار جلو موهامو فر کردم رفتم دانشگاه تو حیاط با دوستام بودیم یهو 2تا از این فاطی کماندوها (حراستیا)پریدن جلوم گفتن شما که موهات فره بیا کارت داریم!
پیش خودم گفتم الانه که میبرتم دستشویی موهامو میشوره!
با ترس و لرز رفتم جلو یکیشون یهو زد زیر خنده گفت موهات فرش خیلی قشنگه کجا فر کردی!
با خودم گفتم جل الخالق!اینام حالیشونه....

ماجرای چهارم
هفته پیش با دوستم تو حیاط دانشگاه نشسته بودیم.اقای حراست اومد گفت این چه وضعیه خانوم پاشو با من بیا....رفتیم تو دفترش گفت دیگه نباید بری تو تا فردا که با پدرت بیای واسه تعهد....گفتم من فردا عازم کربلا هستم خیلی ارزو کشیدم که برم پابوس...اشک تو چشاش جم شد گفت برو منو هم دعا کن...ولم کرد:))....پس فرداش منو تو حیاط دید گفت مگه نرفتی کربلا؟=))) گفتم رفتم دیگه هدف زیارت بود زودی برگشتم:)

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 10:39 ب.ظ
khial pardaziam haddi dare dg.
آزمون مشاوران حقوقی۹۶خوبه خودتم میگی خیال پردازی ,
خیال پردازی محدودیت نداره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ
نظرسنجی
از نحوه ی دسترسی به مجموعه سوالات برگزار شده ی آزمون مشاوران حقوقی از سال ۸۰ تا۹۶از طریق وبلاگ راضی بودید؟!





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
ورود به اتاق چت
  با ما همراه باشید
نام کاربری:
جنسیت:
 
   
Powered by IRChat.ir
دریافت کد جملات شریعتی
فال روزانه





دریافت کد خوش آمدگویی